X
تبلیغات
entezar

entezar

تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.Tak-20.com

باز دلم گرفته .خدا بسه دیگه . فقط به این امید زندم که تو توی این دنیا بامنی

نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 10:40 توسط دخترک تنها|

چقدر خدایا دلم واسه اونروزا تنگ شده . بچگی 


همه ساده بودن. روراست بودن. 


تنها نگرانیمون  گم شدن .خراب شدن اسباب بازی ها مون بود


خدایا چقدر غریبم میون ادمات


من اونارو نمیشناسم


میگن تو خوبارو میبری 


پس کمکم کن منم خوب بشم


دلم فقط تورو میخاد خدا 


پس منتظرتم



نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1392ساعت 21:28 توسط دخترک تنها|

نشستن کبوتر با کلاغ .پرهای کبوتر سفید میمونه 


ولی دل کبوتر سیاه میشه




نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392ساعت 23:38 توسط دخترک تنها|

 ی روز دودوست دریک محله که بدی نام داشت .قدم میزند

 

دوست یه اون یه کی دوست گفت که میخاد 


امشب رو در این جا به عیش ونوش بگذرد 


دوست اصرار کرد که این کارو نکن


دوست قبول نکرد


دوست  از ان جدا شد وبه مکان مقدسی رفت


وشروع به دعا کردن کرد 


 وهی میگفت  که  دوستش چقدر کثیف  است 


وتماما فکر میکرد  که دوستش چه کارای زشتی 


انجام میدهد


ناگهان زلزله شد وهمه مردن 


 فرشتگان بهشت دوستش را از زیر اوار در می اورند 


دوستش دید که فرشتگان جهنم دوستش را که در معبد بود 


را در می اورند 


فریاد زد که او ادم پاکیست  ومن گناه کار

 


گفتند تو در اون لحظه مرتکب گناه  نشدی 


درحالی که او همش فکرد میکرد  تو چه ادم گناه کاری هستی .در تمام مدت


پس خاهشا در مورد کسی قضاوت نکنید حتی در تنهایی خودتون





نوشته شده در شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1392ساعت 21:22 توسط دخترک تنها|

فقط نقطه چین ...................


بعضی وقتا  نباید چیزی گفت .نباید قفل  دهانتو بشکنی .


اگه بشکنی گرون تموم  میشه .پس هیسسسسسسسسسسسسسسسسسس

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1392ساعت 20:35 توسط دخترک تنها|

میگن عید باید خونه تکونی کرد 


خونه من دلم ولی خیلی سخته خالی از خاطراتش کنم. وقتی بهش سر میزنم.


کلی خاطرات بد وخوب یادم میفته. 


ولی خیلی سخته بخوام خاطرات بدو دور بندازم وخوباشو  نگهدارم


 ولی من میگم خاطرات بدم باید نگه دارم تا یادم بندازن 


یادمارو بشناسم 


هرچند سخته یادورسشون ونگهداشتنشون


عید پیشاپیش مبارک سال خوبی داشته باشین

نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1391ساعت 18:28 توسط دخترک تنها|

چقدر سخته بخاطر ابروت بجنگی. 

چقدر سخته دوسداشته باشی بگن نداری.

 چقدر سخته. بمیری.کسی نفهمه. 

ادامای این دنیا به این شکل وروح درت بیارن.

بعد بهت بگن تو بی احساسی..............

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 20:6 توسط دخترک تنها|

چقدر سخته تظاهر کردن

 تظاهر کردن به دوسداشتن

 

چقدر سخته بدونی تظاهر میکنه که دوستداره


با همه هست

 به همه محبت میکنه

 

وبه توهم محبت میکنه 


 ولی محبتاش واقعی نیست


 چقدر راحت تظاهر میکنه 


تظاهر .....

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1391ساعت 10:20 توسط دخترک تنها|

یاد گرفتم که هیچ سوال مپرسم. تا وقت او اید


یا کسی را مجبور به گفتن نکنم. تا خود بگوید


یاد گرفتم عشق اجبار نیست


و دگر عشق کسی نشوم تا خود او بخواهد


ویاد گرفتم عشق برای عاشقان واقعیست.


نه برای من وتو 


امثال ما


چون عشق از ته قلب به وجود میایدو بس


وبه رسم زندگی بهم نمیرسن. مگر بت زندگی بجنگن


پس عشق برای جنگجویانست


نه برای من وتو...............


 امثال ما.............


نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1391ساعت 12:47 توسط دخترک تنها|

خدا جون چقدر سخته بخوای با تمام وجود یکرو اروم کنی .


بهش بگی کاملا درکت میکنم . واز ته قلب براش ناراحت باشی 


ولی اون به این اعتقاد نداشته باشه .و تو براش کم باشی


چقدر سخته

نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1391ساعت 9:49 توسط دخترک تنها|

بعضی موقع ها میگن ببخش میبخشی .بعد دوباره خود همونا . باعث ناراحتید 

مبشن. 


دل اداما . مثل شیشه است  وقتی شکست شکسته . باز اگر بهم بچسبونیدش 

جای 


ترکاش معلوم .


باید از سر بدید  ذوبش کن .دوباره دستش کن .که حسابی طول میکشه پس 

مراقب باشید 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391ساعت 18:39 توسط دخترک تنها|

امروز همه بهم تبریک میگن  روز عشقو. ولی واقعا عشقی مونده 


همه روز عاشقارو عذاب میدن .


باز خوب  حداقل زبانی امروز رو بهشون تبریک میگن


ولی خاهشا عاشقا تا واقعا عاشق کسی نشدید بهش این روزو تبریک نگید.


ممنون از کسای که بهم امروز  تبریک گفتن



نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 12:53 توسط دخترک تنها|

یادم  باشه .یادت باشه 

                         

                                   دروغ نگیم  به همدیگه 


دوستم داری .دوستت دارم .


                                      این وچشامون به هم میگه

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391ساعت 18:55 توسط دخترک تنها|

بیا تا برات بگم  اسمون سیا شده 


دیگه هر پنجره ای   یه دیواری واشده 


بیا تا برات بگم      گل تو گلدون خشکیده 


دست سردم تا حالا   دست گرمی ندیده 


بیا تا مثل قدیم        واسه هم قصه بگیم


گم بشیم تو رویا   قصه از غصه بگیم  


بیا تا برات بگم قصه ی بره وگرگ 


که چه جور اشنا شدن   توی این دشت یزرگ 


اخه شب بود .می دونی .بره گرگ ونمی دید


بره از گرگ سیاه   حرف های خوبی شنید


بره ی تا رفت تو خیال    گرگ پرید واون و خورد


بره باور نمی کرد .گفت :شاید خواب می بینه 


ولی دید جای دلش  خالی مونده تو سینه 


بیا تا برات بگم  تو همون گرگ بدی 


که با نیرنگ و فریب    به سراغم اومدی 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391ساعت 18:52 توسط دخترک تنها|

ابی دریا قدغن


شوق تماشا قدغن 


عشق دو ماهی قدغن


باهم وتنها قدغن


برای عشق تازه


اجازه بی اجازه


کشف بوسه ی بی هوا 


به وقت رویا .قدغن


توقدغن .من قدغن 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391ساعت 18:44 توسط دخترک تنها|


آخرين مطالب
»
» سادگی
» نشستن
» قضاوت
» قفل
»
» بی احساس
» تظاهر
» یاد
»

Design By : Pichak

كد ماوس