entezar

تصاویر زیبا سازی وبلاگ www.Tak-20.com

باز دلم گرفته .خدا بسه دیگه . فقط به این امید زندم که تو توی این دنیا بامنی

نوشته شده در جمعه دوازدهم آذر 1389ساعت 10:40 توسط دخترک تنها|

شب كريسمس بود و هوا٬سرد و برفي.

پسرك درحالي كه پاهاي برهنه اش را روي برف جابه جا ميكرد تا شايد سرماي برف هاي كف پياده رو كمتر آزازش بدهد٬صورتش را چسبانده بود به شيشه سرد فروشگاه وبه داخل نگاه ميكرد.در نگاهش چيزي موج ميزد٬انگاري كه با چشمهايش آرزو ميكرد.خانمي كه قصد ورود به فروشگاه را داشت٬كمي مكث كرد و نگاهي به پسرك كه محو تماشا بود انداخت وبعد رفت داخل فروشگاه.چند دقيقه بعد در حالي كه يك جفت كفش در دستانش بود بيرون آمد.

-آهاي آقا پسر!

پسر برگشت و به طرف خانم رفت.چشمانش بق ميزد٬وقتي آن خانوم كفش ها را به او داد پسرك با چشمهاي خوشحالش وباصداي لرزان پرسيد:

-شما خدا هستيد؟

- نه پسرم٬من تنها يكي از بندگان خدا هستم!

- آها ٬ميدانستم كه با خدا نسبتي داريد!

نوشته شده در پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت 21:18 توسط دخترک تنها|
روزی شیطان نشسته بر بساط صبحانه و آرام آرام لقمه بر میداشت و میخورد

-از او پرسیدم :
ظهر شده، تو هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای ؟
انسان ها نصف روز خود را بی تو گذرانده اند !

-شیطان با پوز خندی گفت :
قبل از فرا رسیدن زمان بازنشستگی من خود دست به بازنشسته کردن خود زده ام.

گفتم :
چه شده ، به راه عدل و انصاف برگشته ای یا سنگ بندگی خدا را به سینه ات می زنی ؟

شیطان گفت :
همانطور که میبینی من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم.
دیدم انسانها، آنچه را که من شبانه به ده ها وسوسه ی پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه ی آشکارا انجام میدهند.

به نظر تو آیا این انسان ها به شیطان نیاز دارند ؟

از پاسخ دادن شرمم گرفت و شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب آرام گفت :

آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن ، هرگز نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا برود.
اگر میدانستم در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که :

همانا تو خود پدر منی !

نوشته شده در پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت 21:14 توسط دخترک تنها|

نوشته شده در پنجشنبه دهم مهر 1393ساعت 21:10 توسط دخترک تنها|
انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ...

شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهیه . اما معنیش رو شاید سالها طول بکشه تا بفهمی !

تو این کلمه کوچیک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شیر می خواد!

تنهایی ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، ناامیدی ، شکنجه رو حی ،دلتنگی ، صبوری ، اشک بیصدا ؛

هق هق شبونه ؛ افسردگی ، پشیمونی، بی خبری و دلواپسی و .... !

برای هر کدوم از این کلمات چند حرفی که خیلی راحت به زبون میاد

و خیلی راحت روی کاغذ نوشته میشه باید زجر و سختی هایی رو تحمل کرد

تا معانی شون رو فهمید و درست درک شون کرد !!!

متنفرم از هر چیزی که زمان را به یاد من میاورد... و قبل از همه ی اینها متنفرم

از انتظار ... از انتـــــــظار متــــــنـــــفــــــرم

نوشته شده در چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت 21:38 توسط دخترک تنها|

 وقتے دو قلــ♥ــب برای یڪـدیگر بتپد…

هیچ فاصلـــ ــہ اے دور نیسـﭞ …

هیچ زمانے زیــــاد نیسـﭞ…

                                                                    و هیچ عشـــ♥ـــق دیگرے نمے تواند

           آن دو را از هم دور کند !

محڪـم تریـטּ برهاטּ عشــ♥ـــق…

                                                        اعتمــــــــــــــ♥ــــــــــــاد اسـﭞ…

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 22:6 توسط دخترک تنها|
خــدایـــــا

 

بُـت بود، بـُـت شکـن فــرستادی !!!

 

مــن پر از بغــضم ،

 

بغـض شکـن هــم داری؟؟؟

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 22:5 توسط دخترک تنها|

نوشته شده در دوشنبه ششم مرداد 1393ساعت 14:45 توسط دخترک تنها|
ی شب خنک  کنار دریا. زل بزنی به موج های که بالا و پایین میشن. باد چقدر شدید هرلحظه فكرمیکنی پاهات بلغزه. از دنیا جدا شدی. دوراز بقیه. صدای نمیشنوی جز ی سکوت مطلق و صدای موج ها. حس میکنی ی نفر اون طرف منتظرت. بازم صبر منتظر میمونی تا صبح شه تا خود صبح بیدار .چه حس خوبی

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 22:41 توسط دخترک تنها|
خدایا...
چگونه عاشقت نباشم وقتی تو دیدی و پوشاندی.... ولی مردم ندیده فریاد می زنن

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 22:38 توسط دخترک تنها|

نوشته شده در شنبه بیست و یکم تیر 1393ساعت 14:31 توسط دخترک تنها|
 

khastammmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmmm

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 14:25 توسط دخترک تنها|

نوشته شده در جمعه بیست و سوم خرداد 1393ساعت 21:50 توسط دخترک تنها|
خدایا امروز دلم گرفته از دیشب داغونم 


خدایا دنبات هرروز بدو بدتر میشه 


 کمکم کن 

 خدایاااا

نوشته شده در دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 12:12 توسط دخترک تنها|

گشت گرداگرد مهر تابناك ، ايران زمين 

روز نو آمد و شد شادي برون زندر كمين 

اي تو يزدان ، اي تو گرداننده مهر و سپهر 

برترينش كن برايم اين زمان و اين زمين 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 23:36 توسط دخترک تنها|

آخرين مطالب
»
»
»
»
»
»
»
»
»
»
Design By : ghalebeweblog.ir